خانه علم دروازه غار
خانه ایرانی برای تحصیل کودکان کار و خیابان محروم از تحصیل
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 7 آبان1393 توسط خانه علم دروازه غار

 

 

شهر در خوابی عمیق فرو رفته...

بی پناهان و دردمندان، چونان همیشه، نه در بیداری، که  حتی در حاشیه کابوس و رویای هیچ کس نیستند!

گویی قرار است اینان به جُرم مظلومیت، تا همیشه از جامعه بشری طرد شوند!

....

اما هم اینک، یک انسان «خروج» کرده است!

...

آری! یک انسان از تمام تزویرها، ترس ها و تعلقات پست این روزگار، خروج کرده است

و می خواهد خروج خود را از بیعت با یزیدِ جهل و فساد برای این جهان به یادگار گذارد...

...

نام او فقط حسین نیست

و زمان خروج، تنها محرم و زمینی که فریاد حقیقت در آن برخواهد خاست، فقط کربلا نیست

.

.

.

امروز سپاه اعتیاد، کوچه به کوچه دیارمان را فتح می کند

و زمان، زمانه سکوت نیست

...

باید خروج کرد.

.

.

.

 

http://media.isna.ir/content/vahid++%2821%29-3.jpg/4 

.

.

.

باید خروج کرد از روزگاری که نوزادان و کودکان نیز از افیون در امان نیستند.

باید شورید بر فرهنگ منحط و عُرفِ بیماری که این فاجعه را بی خردانه و سنگدلانه تحمل می کند.

.

.

.

کارمان به جایی رسیده است که پیرزنی برای کودکان سرزمین مان مواد چاق می کند...

 

آیا کسی نمی خواهد برای حمایت از حقوق این کودکان حرکتی بکند؟

...

 

 

عکاس: © PEDRAM SALEMI

.

.

.

 

برای عرشیاها...
(
نوزاد چهارماهه ای از محله لب خط شوش تهران، که در اثر اوردوز و اعتیاد در گذشت. )
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2984831

 

.

.

.

برای داریوش ها...
( کودک یک ساله بوشهری که ناخواسته در ورطه ظلم اعتیاد افتاده است. )

 

.

.

.

برای یاسین ها...

( نوزاد سه ماهه ای که در تهران اوردوز کرده بود که خوشبختانه با تلاش داوطلبان جمعیت از مرگ حتمی نجات یافت )

 

برای محراب ها... برای شیرالله ها... پسران نوجوان سرزمینمان که می خواهند مردانه در مقابل اعتیادشان بایستند

 

برای دختران ده ساله ی سرزمینمان که...

 

 

.

.

.

آیا کسی هست که بایستد و قیام کند علیه اعتیاد؟

.

.

.

 

ما هستیم و امیدواریم شما نیز کنارمان باشید

 

 

.

 

 

.

.

.

در شب شام غریبان، با فانوسی به دست، به دل کوچه های شب زده اعتیاد می زنیم

تا خروج خود را از بیعت با یزید اعتیاد اعلام کنیم.

 

 




 

--------------------

آئین «شام عیاران»

آئینی است که از سوی جمعیت امداد دانشجویی – مردمی امام علی(ع)

(آغاز فعالیت رسمی از سال 1379) برای مقابله با معضل اعتیاد پیشنهاد شده است

و هر ساله در شام غریبان عاشورا برگزار می گردد.

.

.

.

شکل اجرا:


حضور دانشجویان و مردم آگاه در محله های حاشیه و آسیب دیده و اعلام بیزاری از اعتیاد فراگیر در جامعه
بخصوص اعلام هشدار درباره اعتیاد کودکان و درخواست از مسئولین برای انجام اقدامی شایسته در این خصوص

.

.

.

 

.

.

.

 

 

وعده ی ما سه شنبه 13 آبان، شام غریبان ساعت 16

خانه ایرانی شوش لب خط

نشانی: میدان شوش، لب خط، ابتدای شهرزاد جنوبی(شهید بروجردی)

روبروی بانک صادرات، پلاک692

 

.

.

.

همچنین به اطلاع می رسانیم، پیش از این مراسم نیز

آیین های زیر برگزار خواهد شد

...

 

 

 

( اطلاعات دقیق تر در مورد آیین طفلان مسلم به زودی اعلام خواهد شد. )

.

.

.

 

باشد که با حضور پر شور و پر از شعور در این آیین ها

تک تک ما، پیرو راستین مسیرعشق و حق باشیم

 

.

.

 

.

.

لطفا این پیام را بگسترانید

تا به دست آنانکه که در عمل می خواهند، پیرو حسین (ع) باشند، برسد.

...

سپاس از توجه شما

خانه علم دروازه غار

جمعیت مستقل امداد دانشجویی مردمی امام علی(ع)

.

.

.

.

با کلیک بر اینجا می توانید، خطبه ی امام حسین (ع) را مطالعه کنید.

به ایونت این آیین ها در فیسبوک بپیوندید.
http://www.facebook.com/events/1499376203647731

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به وبسایت جمعیت امام علی (ع) مراجعه نمایید:

www.sosapoverty.org

 

 

یا با ما تماس بگیرید
23051110- 021 (10 صبح الی 17)

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 آبان1393 توسط خانه علم دروازه غار
 
 
ریحانه بر دار شد و به رسمی کهن و احترامی آیینی که ریشه در فرهنگی غنی دارد، باید تسلیت گفت. اما به چه کسی؟ به آنان که قاتل فرهنگ و مدنیت و شرافتند؟ به آنان که هر لحظه در قلبشان چوبه نفرت داری برای مخالف و دشمن خویش برپا می کنند و ریشه هایشان در سیال زهرآگین انتقام، خیس می خورد و قوام می یابد؟ هرگز! هرگز اینان را تسلیتی نیست و تسلیتی مباد و تسلیت نباید گفت...
 
 
اما مرگ ریحانه، دختری 26 ساله را تسلیت می گوییم :
- به مادرانی که امروز دختری زاییده اند که فردا بر دار نفرت رقص خواهد کرد و به مادرانی که امروز پسری زاییده اند که فردا در حاصل جمع خشونت یک قوم، بی گناهی اش را به خنجری که جامعه به دستش داده، خواهد فروخت و به طنابی، جان دختری را در یکی سحرگاه خواهد گرفت.
- به آنان که از پایان انسان و رویش ابلیس در قالب بشر، آرام و قرار از کف داده اند و چشمانشان در انتظار یوسفِ رحمت و مهر که از چاه تخاصم برون آید، بر در خشک شده است.
- به پدرانی که دخترانشان را تا سر حد پرستش دوست می دارند و در آب و خاکی که عشق را فراموش کرده، هر روز عشق خود را به گرگ هار اجتماع می سپارند و چاره ای جز این ندارند.
- به آنان که از مرگ خسته شده اند و بر خویش می لرزند از ولادت کودکان بی شمار در آغوش اجتماعی که از در و دیوارش مرگ می بارد.
- به آنان که از عصبیت و خوی وحشی انتقام به ستوه آمده اند.
- به آنان که سرنوشتشان را دیگر نه جوهر مهر خدا بر کاغذ تقدیر ، بل اسید سوزان نفرت و تعصب و عقده، بر صورتشان می نگارد... 
- به آنان که خاموش در میانه خروش خشم اوباشان و روبه صفتان و ضحاکان ماردوش ، زجر می کشند و آب می شوند و انسانیت را پیش چشمشان مُرده می یابند.
 
تسلیت می گوییم مرگ دختری 26 ساله که می توانست مادر باشد، طفلکانی داشته باشد خندان، زیبا و به غایت شفیق ، مادری که می توانست هدیه ای به این جهان بدهد و چونان هر زن دیگری، امکانی باشد برای میلاد یک شرافت، زیستن یک صداقت، و اثبات عشق در این کرانه های پردرد بلازده... تسلیت می گوییم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 آبان1393 توسط خانه علم دروازه غار
 
 
پنجشنبه 17 مهرماه 93؛ جمعیت امام علی جشن بزرگ روز جهانی کودک را در پارک آب و آتش با حضور کودکان کار تحت حمایت خود از سراسر تهران برگزار کرد.
در این مراسم بیانیه روز جهانی کودک نیز توسط یکی ازکودکان خوانده شد.


==================
بیانیه به مناسبت روز جهانی کودک

لحظات سپری می گردند و رخدادهای دهشتناک، در دنیای ما رخ می نمایند. هر 5 ثانیه کودکی در اثر گرسنگی می میرد و هر 15 ثانیه طفلی در اثر عدم دسترسی به آب سالم چشم از جهان فرو می بندد.هر 2 ثانیه ، کودکی در جهان، والدین خود را از دست می دهد. بمبها و موشکها فواصل بین مرزهای بزرگسالی و کودکی را در می نوردند و بر سر کودکان آوار می شوند. کودکان در جنگها و مراودات اقتصادی، وسیله بهره کشی قرار می گیرند و برای بسیاری از کودکان در این کره خاکی دست یابی به حقوق اولیه شان، آرزویی دست نایافتنی است .
در کشور ما از هر 10 کودک یکی مورد سوء استفاده و آزار قرار می گیرد و ده ها هزار کودک در سنین کودکی و اغلب بالاجبار پدر یا مادر کودکانی نظیر خود می گردند.
ما سازمانهای غیر دولتی فعال در حوزه کودکان، نمی توانیم بپذیریم که تیرهای تبعیض و نابرابری در این دنیا، تن های نحیف و بی دفاع کودکانمان را نشانه رود و در جهانی که برای همه مردمان غذا و آب کافی هست، گرسنگی و تشنگی سهم کودکان باشد و در میان میلیاردها هزینه بشر برای تسلیحات کشتار همنوع، تحصیل بسیاری از کودکان، به دلیل فقر، نا ممکن باشد. ما نمی توانیم بپذیریم، در جهان امروز که عصر پیشرفت و نوآوری است، کودکی به علت هویت و شناسنامه گمشده اش، از حقوق خود محروم شود و در عصر ارتباطات در دهکده جهانی, طفلی در کنج رنج خویش به دور از چشم و وجدان ما مورد ستم قرار گیرد. ما نمی توانیم بپذیریم که هنوز میلیونها کودک در جهان بر خلاف سایر همنوعانشان با پیامدهای پرخطر کار اجباری روبرو باشند.ما نمی توانیم بپذیریم که کودکانمان از حق بهداشت و درمان برخوردار نباشند، نمی توانیم بپدیریم که کودکان از حق بازی و شادی محروم باشند و خواسته هایشان شنیده نشود و در بسیاری از نقاط دنیا کودکان حتی از تنفس هوای پاک محروم باشند.
بی اعتنایی به وضعیت امروز کودکان دنیا، فردایی فاجعه بار را برای همگان رقم خواهد زد.................

اما ما رویایی داریم :.........
رویای جهانی که در آن همه کودکان بخندند و فارغ از دغدغه نام و نان و آب، شاد باشند و بازی و کودکی کنند و استعدادهایشان را پرورش دهند. رویای جهانی بدون تبعیض برای تمام کودکان از هر رنگ و نژاد و قوم و مذهب. رویای ما این است که دیگر هیچ کودکی از آموزش و تحصیل محروم نباشد.هیچ کودکی به جای رفتن به مدرسه، به کار نپردازد و به جای اسباب بازی، سرنگ و پایپ و افیون به دست نگیرد و به جای صلح و دوستی، در مکتب خشونت به درس ننشیند.
ما برای تحقق این رویا دست در دست هم تلاش خواهیم نمود و تا تحقق آن از پای نخواهیم نشست و در این راه همیاری و مشارکت همه دوستداران کودک را پذیرا هستیم.

با ما تماس بگیرید: 23051110 - 021 (10 صبح الی 17)

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 آبان1393 توسط خانه علم دروازه غار
 
 
دخترک دو سه ساله معلوم نیست چی خورده بود که خواهرش با نگرانی اومد خونه ی علم و از ما خواست به دخترک کمک کنیم. سراسیمه با بچه ها آژانس گرفتیم و بردیمش بیمارستان...
پزشک ها تشخیص دادن که دختر کوچولو دچار مسمومیت متادون شده و گویا داروهای پدر معتادشو سرکشیده!
با مادرش تماس گرفتم که یه کارگره و اون موقع سرکار بود، یکدفعه شروع كرد به داد و بيداد ...كه چرا بيمارستان بردینش..حتی گفت : "ميذاشتين مي‌مرد، مگه من مادرش نيستم ؟" 

بین 5 تا بچه اونم با وضعیت مالی نابسامان که نون شبشون هم به زور درمیاد همچین اتفاق هایی شایعه... جالبه که تو این وضعیت، خانواده مدام بچه می آوردن به امید اینکه به پسر برسن!!! خلاصه مامان دخترک گفت به من ربطی نداره و من می دونستم که از پولش می ترسه! دختر کوچولو حال خیلی بدی داشت و مامانش هم می گفت:"خودتون بردینش هر موقع هم خوب شد بيارينش به من چه؟" ! 
من هم در جواب بهش گفتم:" اگه نياي دخترتو همينجا ول مي‌كنم ميرم...بيمارستانم ببينه سرپرستی نداره مي برنش بهزيستي! ديگه هرجور خودت مي دوني!"
بعدش که تلفنو قطع کردم رفتم با بخش مددكاري بيمارستان صحبت كردم و توضیح دادم که این خانواده وضع ماليشون خيلي ضعيفه و ما از جمعيت امام علي (ع) اومدیم تا بهشون کمک کنیم. قبول کردن و ازشون پولی نگرفتن. البته مامان دخترک هم اومد بیمارستان رو روی سرش گذاشت. سعی کردم آرومش کنم و تا گفتم پولی نیست خیالش راحت شد. 

اما زن بیشتر از همه از این می ترسید که در غیابش، شوهر معتادش معتادای فرحزاد رو جمع کنه خونشون، و اونوقت دختراش در امان نیستن...
نتونست طاقت بیاره و رفت...البته حق داشت...طبیعیه که مادر نمی‌خواست اتفاق‌های قبلی تکرار بشه...ما هم ترجیح دادیم بره و نوبتی از بچه‌ش مراقبت کردیم…

بعضی اتفاق ها باورنکردنیه ... ولی همین جا ... تهران ... نبش همین محله‌های شیک ...هر روز و هر شب رقم می خوره و ما از همشون بی‌خبریم...
 
 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 5 آبان1393 توسط خانه علم دروازه غار

 

 

امروز برای دومین بار زنگ زدیم به 123 و گزارش وضعیت اسفبار زندگی معین کوچولو را در کنار اتوبان آزادگان دادیم و التماس کردیم که او را بگیرند و ببرند تا در امان باشد تا بجای شیر، شیره ی هروئین ننوشد...
برایمان جای تعجب نبود که بهزیستی پس از 4 روز که خبر زندگی این نوزاد طفل معصوم روی تمام خبرگزاری های داخلی و خارجی رفته و حتی دیروز یک کاریکاتوریست مشهور برایش یک طرح هم زده است، هنوز از وجود او بی خبر باشند...
سه روز پیش دوستان ما با 123 تماس گرفته بودند و گزارش داده بودند و پرسیده بودند برای معین چه کاری انجام می دهید؟ و مامور محترم در پاسخ گفته بود روند کاری این است که به آنها سر بزنیم و به والدینش هشدار بدهیم که از او خوب مراقبت کنند در غیر این صورت او را پس از انجام فرآیند های قانونی از آنها می گیریم... در آن زمان دوستان ما به 123 آدرس ندادند چون فکر کردند که کاری برای معین انجام نمی شود و 123 هم پافشاری نکرد گویی که دوست نداشت زیر بار یک مسئولیت دیگر برود و تا همین امروز هم برای 123 مهم نبود که آدرس معین کوچولو را بداند.
در چند روز گذشته هر روز دوستان ما به معین سرزده بودند و به این فکر می کردیم که چه کنیم؟ چطور از این وضعیت نجاتش دهیم...
عصر امروز برای سومین بار زنگ زدیم به 123 تا ببینیم چه کرده اند و یک خانم خسته با کلی غرولند به ما گفت: شما همان هایی هستید که امروز یک بار دیگر هم زنگ زدید و گزارش دادید؟ چرا اینقدر سماجت می کنید؟ ما برای گرفتن بچه حکم گرفته ایم. میریم سراغشون...
پرسیدیم خوب آدرس را توی اتوبان به راحتی پیدا نمی کنید همین امروز عصر با ما بیآیید قرار بگذاریم برویم یک ساعت دیگر بچه را بگیریم و نجاتش بدیم...
و ایشان در کمال آرامش پاسخ دادند: ساعت کاری تمام شده و ما باید با نیروی انتظامی به آنجا برویم و این کارها هماهنگی می خواهد. فردا صبح می رویم دنبال بچه. شما هم فردا صبح تماس بگیرید تا قرار بگذاریم.
خلاصه اینکه به ما قول داده اند پس از انجام همه امور اداری می توانیم فردا صبح شنبه ساعت 9.5 امیدوار باشیم که معین کوچولو از وضعیت وحشتناکی که دارد نجات پیدا کند. امیدواریم تا فردا صبح برایش خطری پیش نیاید و خماری و نشئگی والدین اش بلایی سر این بچه نیآورد. فعلا که از دست ما کار بیشتری بر نمی آید چون قانون دست و پای ما را بسته است! و متولیان امر هم در نجاتش تعجیل ندارند...
راستی داستان معین کوچولو غم انگیزتر از این حرفاست... او حتی شناسنامه هم ندارد و شاید برای همین است که مسولین از وجودش بی خبرند...
===========
روایت خبرگزاری مهر از وضعیت زندگی معین کوچولو که یک ماه پیش در کنار اتوبان آزادگان از مادری کارتن خواب و معتاد در زیر یک پتو (خانه آنها) به دنیا آمد را در لینک زیر ببینید:
http://www.mehrnews.com/detail/Photo/2339710#ad-image-7

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 مهر1393 توسط خانه علم دروازه غار

 
دوستان عزیز خانه علم دروازه غار
:)

خرسندیم و مفتخر
که بار دیگر، خوش خبر باشیم
...
این بار، کودکان عزیز ما
دوستان جوانمرد، دوست داشتنی و بی نظیرمان
بازیکنان تیم فوتبال پرشین در رده سنی زیر 12 سال
توانستند در مسابقات فوتبال حوزه شمال شرق تهران
جامی با ارزش را به دست آورند
...
جام اخلاق
برای کودکان کار و محروم از تحصیلی که
آموزگار ما هستند در درس عشق و مهر و صبر

 

...
به یمن چنین افتخاری
از همه شما دوستان دعوت می کنیم
در مراسم توزیع جوایز شرکت کنید
و مایه مباهات و شادی دوچندان دوستان کوچکمان شوید
زمان: جمعه، 25 مهرماه، ساعت 3:30
مکان:  ورزشگاه رافی
خ دماوند، مسیل باختر، خ شهید شموئیل اینویا
 
...
به امید دیدار تک تک شما دوستان
.
.
.
لطفا این پیام را بگسترانید
تا این خبر آگاهی بخش و شادی آفرین
نه تنها به گوش حامیان کودکان کار و خیابان
که مسئولان کشور و حتی آنانکه این کودکان را فراموش کرده اند، برسد
...
سپاس از توجه شما
:)


نوشته شده در تاريخ جمعه 18 مهر1393 توسط خانه علم دروازه غار





مینا زمانیان، دختری رنج کشیده از محله خاکسفید تهران است. دختری که تمام دوران کودکی و نوجوانی اش را در درد و رنج سپری کرد. دختری که در یکی از محله های اعتیاد و حاشیه در کشور، نه تنها خود درگیر ده ها معضل اجتماعی بود که از نزدیک همبازی ده ها و صدها دختر و پسر رنج کشیده دیگر هم بود. مینا آنقدر بزرگ بود که رنج خودش را فراموش کرده بود. مینا در پی آن بود که مرهمی باشد بر رنج های هزاران کودک دیگر که زندگی شان هیچ کم از رنج هایی که خودش کشیده بود نداشت.
مینا شب و روز دوران نوجوانی اش را در جمعیت امام علی به این فکر می کرد که برای کودکان بی کتاب مانده، کودکان بی غذا مانده، کودکان بی شناسنامه مانده، کودکان بی پدر مانده، کودکان بی مادر مانده و هزاران کودک «بی» دیگر، چه کند؟؟؟ و سرانجام در شب قدر 21 ماه رمضان سال 1388، مینا سخنران دهمین همایش کوچه گردان عاشق جمعیت امام علی شد. مینا با صلابت بلندگو را به دست گرفت و شروع کرد از رنج حرف زدن... اما نه از رنج خودش که از رنج صدها کودکی که دیده بود و هم بازی اش بودند... مینا می گفت دیگر دوست ندارد به مدرسه برود چون صدها کودک دیگر هستند که آرزوی شان رفتن به مدرسه است و بی کتاب مانده اند... مینا مدرسه رفتن در این شرایط، را خودخواهی می دانست.
مینا در سخنرانی اش تنها یک دغدغه داشت. می گفت چرا جمعیت امام علی بیشتر همت نمی گذارد؟ چرا اعضای این جمعیت دست به دست میناها نمی دهند تا بجای یک خانه ایرانی، هزاران خانه ایرانی در گوشه گوشه این سرزمین برپا شود تا دیگر هیچ کودکی در تنهایی و در نبود ما، درد نکشد. تا هیچ کودکی آرزوی رفتن به مدرسه نداشته باشد. تا هیچ کودکی، «کودک بی» نباشد. مینا می خواست کودکان، بی کتاب نباشند. مینا می خواست دود اعتیاد زندگی و کتاب و دفتر هیچ کودکی را بر باد ندهد.
مینا خواست و شد. مینا در آن شب قدر از اعضای جمعیت امام علی خواست تا کفش های آهنین بپوشند. و همت کنند. بیایستند. و برای ساختن این سرزمین تلاش کنند. بی خوابی بکشند. بیداری بکشند. گرسنگی بکشند. رنج بکشند چون هزاران کودک دارند رنج می کشند. مینا می گفت روا نیست نام سرزمینی را سرزمین انسانیت بگذارند در حالی که در گوشه ای از آن حتی یک کودک در تنهایی رنج می کشد.
کلام مینای ما برکتی شد تا از همان شب آدمهای خوب خدا هرچه بیشتر از پیش به این جمع بپیوندند. جمعی که همه عاشق همنوع و کودکان سرزمین شان هستند. جمعی که همه اعضایش داوطلبانه و تنها و تنها از سر عشق، بخشی از زندگی شان را برای تحمل رنج کودکان سرزمین شان هدیه کرده اند.
آری این کلام مینای ماست. کلامی که در آن عشق هست. زندگی هست. خدا هست. انسان هست. کلامی که در آن بخشش هست.
==============
پ.ن.: تصویر سمت چپ، متعلق است به مراسم هفتمین سالگرد مرحوم دکتر سربندی در بهشت زهرا که از طرف جمعیت امام علی در راه ایجاد آرامش و صلح در پرونده #ریحانه_جباری در رمضان 1393 برگزار شد. در تصویر از راست جلال سربندی، اولیای دم، شارمین میمندی نژاد موسس جمعیت امام علی و فریدون جباری پدر ریحانه را می بینید که در کنار مینا زمانیان سفیر صلح جمعیت امام علی بر سر خاک دکتر سربندی در مراسم سالگرد حضور دارند.
تصویر سمت راست نیز متعلق به 17 سالگی مینا در سال 1388 است.
================
#زندگی_را_به_ریحانه_بازگردانید.
www.facebook.com/events/594229563992047
#ریحانه_جباری

جمعیت دانشجویی امام علي- عليه السلام

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 مهر1393 توسط خانه علم دروازه غار

جمعیت امام علی برگزار می کند:
:::::: Please Share it ::::::
جشن بزرگ روز جهانی کودک
زمان: پنجشنبه 17 مهرماه 1393؛ ساعت 10-13
مکان: تهران؛ پارک آب و آتش
«حضور برای عموم آزاد است.»

...


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 مهر1393 توسط خانه علم دروازه غار

دوستان عزیز

خانه علم دروازه غار

فردا 17 مهرماه تعطیل است


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 مهر1393 توسط خانه علم دروازه غار
 

 

 

 

از نگاه جمعیت امام علی، در کمک به یک مددجوی محکوم به قصاص، مهم این نیست که او چقدر جرم کرده و چه کسی است و جرمش چه بوده و در پرونده او چه چیزی نوشته شده است. ما معتقدیم با گذشته یک فرد که برچسب مجرم بر پیشانی او خورده، نباید او را قضاوت کنیم. بلکه در هر پرونده قصاص که به ما معرفی می شود، ابتدا یک سری از فعالیت ها توسط مددکاری جمعیت امام علی انجام می شود؛ از جمله اینکه با مددکاری زندان صحبت می شود و تا جایی که امکان دارد به طرق مختلف تحقیقات به عمل می آید که آیا این فرد چه رفتاری را در طول دوره زندان داشته است و چقدر می توان به او به عنوان کسی که لایق دریافت کمک مددکاری برای آزادی است، یاری رسانید. در این خصوص حتی در صورت امکان از همبندی های زندانی هم تحقیق می شود. مثلا بررسی می شود که فرد زندانی محکوم به قصاص چقدر با مسائلی مانند بی بند و باری جنسی و هرزگی و یا مواد مخدر و خشونت نزدیک یا دور است. در این هنگام اگر فرد مددجو لیاقت آزادی داشته باشد، برای این کار توسط مددکاری جمعیت برنامه ریزی می شود. چنین برنامه ای نه سیاسی است و نه می تواند و یا قرار است دنبال جنجال سازی باشد. چنین برنامه ای نه زرد است و نه دنبال قهرمان سازی. در اجرای این برنامه ما به دنبال جمع کردن ثواب هم نیستیم. این برنامه هیچ کاری جز حمایت فرد زندانی و کمک به نجات و بخشش او در کنار ایجاد آرامش کامل جسم، روح و روان برای خانواده اولیای دم (مقتول) ندارد. چنین برنامه ای تنها یک رویکرد حقیقی دارد و آن این است که ما نسبت به آسیب دیدگان، غفور هستیم و آنها را قضاوت نمی کنیم. چنین برنامه ای توسط جمعیت امام علی، هرگز به دنبال حاشیه و بزرگ سازی و کوچک سازی نیست. اجرا کنندگان این برنامه هرگز به دنبال موج سواری نیستند. و هیچ موج بی جانی یا مطلبی کوچک در فضای مجازی نمی تواند به روند فعالیت سخت و پیچیده این برنامه نجات انسانی، کمک کند. چرا که این موج ها آنقدر کوچک هستند که تاثیر و جهت دهی در روند فعالیت چنین برنامه ارزشمند انسانی ندارند. ما موج کارآمد خودمان را داریم و هرگز لازم نیست بر موج های کوچک دیگر سوار شویم. جمعیت امام علی وقتی قرار است به کسی کمک کند، تنها این دیدگاه را دارد: «تعدادی افراد آسیب دیده اجتماعی وجود دارند که باید آنها را دید و پناه داد و تلاش در التیام دادن دردهای آنان داشت.» اینجا دیگر مسئله به هیچ روی محتوای مکتوب یک پرونده نیست بلکه ما به دنبال حقیقت وجودی انسان هستیم و ارزش و مفهوم زندگی. در اینجا نگاه ما این است که حکمی تائید شده و برای اجرا رفته؛ و ما نه در مقام قضاوت می توانیم حکم را تغییر دهیم و نه می توانیم با وکالت، کارهای نکرده دیگران را جبران کنیم. تنها کافی است ببینیم فرد محکوم آیا هنوز در مرتبتی هست که ارزش زندگی را بداند؛ اگر چنین است پس باید به او کمک شود. جمعیت امام علی هرگز نه اهل قضاوت بوده است و نه اهل توهین و افترا. جمعیت همچنین اهل رو کردن سند و مدرک برای افزودن آتش انتقام و کینه و یا حتی اثبات حقانیت روش خود نیست. و نسبت به اسنادی که از دو طرف به دست می آورد و جزو پرونده شخصی افراد در جمعیت می باشد، کاملا امانت دار است. جمعیت امام علی تنها اهل صلح است و به این شکل نگاه می کند که هر دو طرف چنین حکایتی ممکن است خطا کرده باشند. همان طور که از نظر ما هر انسانی جایز الخطاست. همه ما ممکن است هر لحظه خطایی بکنیم. آنچه که در ورود جمعیت به یک پرونده اهمیت دارد آگاهی از این نکته است که چقدر یک فرد محکوم به قصاص لیاقت بازگشت به جامعه و جبران خطاهایش را در کنار چشیدن طعم دوباره زندگی دارد. در اینجا تنها کار خداپسندانه، کسب رضایت و برقراری صلح و آشتی بین دو خانواده دردمند است. ماجرای صفر و خانواده رضایی به عنوان یک مثال عینی می توانیم از «صفر»، نوجوان محکوم به قصاص، بگوییم که خطای خود را پذیرفته بود و از خانواده اولیای دم تقاضای رضایت و بخشش داشت. آنها هم بزرگواری کردند و به عنوان یک انسان عاشق هم نوع و عاشق زندگی، از خطای بزرگ او گذشتند و برکات آن نیز از همان روز در زندگی شان جاری شد. جمعیت امام علی هم به عنوان یک جریان اجتماعی و انسانی، وضعیت صفر را سنجید و با کمک و حضور درست و آگاهانه و به موقع مردمی که نمی خواستند خونی دیگر در برابر خون ریخته شود، رضایت خانواده محترم رضایی گرفته شد. امروز هر دو خانواده در پرونده صفر، شاد و خوشحال هستند. و مددکاری جمعیت نیز با هر دو خانواده در ارتباط است. اگرچه پرونده با صلح، خاتمه یافته ولی هنوز دو خانواده از حمایت کامل جمعیت امام علی بهره مند هستند و در سختی های شان، جمعیت را پناه و در کنار خود می دانند. جمعیت نیز آنها را به عنوان بخشی از خانواده بزرگ خود می شناسد. امروز خبر ازدواج صفر اعضای جمعیت را شاد می کند و خبر بیماری هر یک از این خانواده ها جمعیت را نگران می سازد. اکنون جمعیت به دنبال آن است تا در ادامه روند مددکاری خویش به زودی صفر در مراسم نام گذاری یکی از خانه های ایرانی جمعیت به نام «مهدی رضایی»، مقتول پرونده مذکور، شرکت کند. (خانه ایرانی نام دفاتر مددکاری جمعیت امام علی در محله های حاشیه و محروم از تحصیل است که به کودکان کار و محروم از تحصیل خدمات رایگان آموزشی و مددکاری ارائه می دهد.) همین طور جمعیت امام علی به دنبال آن است تا صلح و بخشش بین دو خانواده تا حدی پیش برود که خانواده رضایی در مراسم ازدواج صفر هم حضور داشته باشند. این چیزی است که جمعیت امام علی به دنبال آن است؛ بخششی از انتهای قلب؛ بخششی حقیقی که عشق به زندگی می سازد. خبر - تماس تلفنی با پدر خانواده رضایی؛ برای ملاقاتی سازنده در بهبود روند صلح در پرونده ریحانه امروز، همچنین در راستای فعالیت های جمعیت امام علی برای پیگیری بخشش و صلح در پرونده ریحانه جباری، از آقای رضایی پدر مهدی که سال گذشته با بزرگواری از اجرای حکم قصاص فرزندشان گذشتند، درخواست شد تا برای برقراری آشتی و صلح در این پرونده پادرمیانی کنند. ایشان به عنوان کسی که خودش اولیای دم بود و طعم لذت بخش و پر مهر بخشش را چشیده است، می تواند کمک بزرگی به آرام سازی خانواده سربندی نماید؛ چون با آنها هم درد است. امید به اینکه قدم ایشان در این راه، خیر و پر برکت باشد.

===============

#زندگی_را_به_ریحانه_بازگردانید.

www.facebook.com/events/594229563992047

#ریحانه_جباری جمعیت دانشجویی امام علي- عليه السلام


.: Designed By خانه علم دروازه غار :.


[ جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع) ] [ Society of Students Against poverty ]